تحقیق تعاریف قید و جایگاه دستوری قید   شامل  71 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های  تعاریف قید و جایگاه دستوری قید  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

بخش اول  دستور زبان فارسی و عربی

۲-۲-۱ زبان و دستور زبان عربی

زبان عربی امروزی را که به آن عربی کلاسیک هم گفته می‌شود باقی مانده‌ی عربی شمالی قبل از اسلام است. زبان عربی به دو دسته‌ی قبل و بعد از اسلام تقسیم می‌شود. زبان عربی قبل از اسلام شامل دو شاخه‌ی عربی جنوبی و شمالی بوده است. زبان عربی یکی از فروع اصلی زبان‌های سامی است، عمده­ی جایگاه این زبان جزیره العرب و نواحی اطراف آن بوده است. (ضیف، ۱۳۸۶: ۲۶) این نام منسوب به سام پسر نوح پیامبر است. زبان‌های آرامی، عبری، آشوری، بابلی و… از دیگر گروه‌های آن محسوب می‌شود. از ویژگی‌های زبان سامی سه حرفی بودن اصل کلمات است. زبان عربی بر خلاف زبان فارسی که یک زبان ترکیبی است و واژه‌ها از پیوند تک واژه‌ها ایجاد می‌شوند یک زبان اشتقافی است یعنی کلمات مختلف با قرار گرفتن در قالب‌هایی مشخص و اضافه شدن یک یا چند واج ایجاد می‌شوند.

بررسی بین سازه­های زبان یعنی دستور، اولین بار در غرب در قرن چهارم پیش از میلاد و توسط ارسطو صورت گرفت و از آن جا به سایر کشورها اشاعه یافت. امروزه اگر چه مناطق مختلف عربی با لهجه­های متفاوتی صحبت می‌کنند، اما زبان عربی نوشتاری بر مبنای قواعد نحوی قرآن شکل گرفته است. در مورد نوشتن نحو در زبان عربی آمده است: حضرت علی علیه السلام به ابوالاسود دوئلی گفت تا قواعدی برای زبان وضع کند تا امّت به استعانت از آن قواعد، زبان عربی را بیاموزند و بتوانند قرآن بخوانند و بفهمند و ابوالاسود دوئلی با راهنمایی ایشان علم نحوی سخن گفتن را ابداع کرد. (خانلری، ۱۳۷۳: ۴۲ و نجدی ناصف، ۱۳۵۹: ۱۷۲-۱۷۹).

«اولین واضع علم صرف هم به روایت سیوطی در کتاب «بغیه الوعاه والمزهر»، معاذ هراء از ایرانیان مقیم کوفه بوده است» (دهخدا، ۱۳۷۷: ۱۱۵). اگر چه مدت زیادی از نوشتن دستور به زبان فارسی به صورت تخصصی نمی‌گذرد، اما این ایرانیان بودند که به نوشتن کتب صرف ونحو به زبان عربی پرداختند و سیبویه در قرن دوم هجری در اثر خود یعنی «الکتاب» اساس صرف ونحو عربی را بنا نهاد. و نحو عربی را به صورت مستقل و علمی تدوین کرد. ایرانیان «نخست از این روی که زبان عربی، زبان قرآن است و سپس بدین جهت که برای ورود به خدمات دیوانی و رسیدن به مقامات سیاسی و کسب جاه و مقام در دربار خلیفه­گان عباسی، به دانستن زبان عربی نیازمند بودند، به تنظیم زبان عربی و تدوین صرف ونحو آن همت گماشتند.» (صنیع، ۱۳۷۱: ۱۰)

۲-۲-۲ زبان و دستور زبان فارسی

زبان فارسی در زیر گروه زبان‌های هند و ایرانی قرار می‌گیرد. هند و ایرانی شاخه‌ای بزرگ از زبان­های هند و اروپایی است. زبان‌های هند و اروپایی به زبان‌هایی گفته می‌شود که اکثریت مردم ساکن شبه قاره‌ی هند تا غربی ترین نقطه‌ی اروپا پس از مهاجرت اروپاییان به آمریکا در تمامی این قاره بدان تکلم می‌کنند.

زبان­های هندوایرانی هریک شامل سه دوره و به زبان‌ها و لهجه­های متعددی تقسیم می‌شوند. زبان‌های ایرانی که شاخه‌ای از گروه زبان‌های هند و اروپایی است، «به گروهی از زبان‌ها و لهجه‌ها اطلاق می‌شود که از نظر ویژگی‌های زبانی وجوه مشترک دارند. در این نامگذاری معیار‌های زبان شناختی مورد نظر است و نه مرزهای جغرافیایی یا سیاسی کنونی ایران. از این رو مثلاً زبان آسی که در قفقاز بدان سخن گفته می‌شود یا پشتو که در افغانستان کنونی معمول است، از زمره‌ی زبان‌های ایرانی به شمار می‌روند، اما زبان ترکی یا عربی که در بخشی از ایران کنونی بدان‌ها سخن گفته می‌شود، جزء زبان‌های ایرانی نیست.» (آموزگار و تفضلی، ۱۳۸۲: ۱۱).

زبان فارسی از ابتدا تا کنون سه دوره­ی مختلف تاریخی را تجربه کرده است که عبارتند از:

۱-دوره‌ی باستان از تاریخ تجزیه‌ی زبان‌های ایرانی از زبان هندو اروپایی تا انقراض حکومت هخامنشیان؛ یعنی به تقریب از قرن بیستم پیش از میلاد تا قرن چهارم یا سوم پیش از میلاد.

۲-دوره‌ی میانه: از انقراض حکومت هخامنشیان تا انقراض سلسله‌ی ساسانیان؛ یعنی از قرن چهارم یا سوم پیش از میلاد تا قرن نهم پس از میلاد.

۳- دوره‌ی جدید: آغاز دوره‌ی اسلامی در ایران تا کنون؛ یعنی تقریباً از قرن نهم پس از میلاد تا عصر حاضر. (صفوی، ۱۳۶۷: ۱۷-۱۸).

همان گونه که فارسی دری از لحاظ واژگان در مراحل مختلف تاریخ، تغییراتی داشته، (همان:۱۱۱) در زمینه‌ی صرف و نحو نیز تحولاتی را پشت سر گذاشته است. زبان فارسی باستان از نظر ساختمان و روابط هم­نشینی و جانشینی، ترکیبی بوده است. به این معنا که نقش واژه با تغییرات پایانی و لواحقی که داشته مشخص می‌گردیده است. حال آن که از دوره‌ی میانه به بعد حالات نحوی واژه  براساس روابط آن با واژه‌های دیگر تعیین می‌شود. ویژگی دیگر آن، این است که؛ فارسی دری مانند فارسی باستان و اوستایی تثنیه و نشانه­های مؤنث و مذکر بودن را ندارد.

آثاری که اولین بار به دستور زبان فارسی اشاراتی داشته اند، کتاب‌هایی هستند که نویسندگانشان، آن مطالب را در خلال نوشته‌ها و بنابر ضرورت بیان کرده‌اند. مثلاً دانش نامه­ی علایی را بوعلی سینا به قصد تحقیق در منطق و الهیات و طبیعیات ومابعدالطبیعه تصنیف کرد (موسوی بجنوردی، ۱۳۷۰ا:۸).

ولی گفته شده «قدیمی­ترین اثری که پیش از همه به قواعد زبان فارسی اشاره کرده، دانش نامه­ی علایی است که ابن سینا در بخش منطق آن وقتی می‌خواهد از دلالت لفظی سخن بگوید، کلمه را به سه قسم اسم، کلمه (فعل) و ادات (حرف) تقسیم می‌کند و در این زمینه دو سه صفحه می‌نویسد. حکمای دیگر ایران نیز مانند، خواجه نصیر در « اساس الاقتباس» و قطب الدین شیرازی در «دره التاج» نیز چنین کرده‌اند.» (فرشیدورد، ۱۳۸۲: ۲۴).

مطالبی هم که درباره‌ی صرف و اشتقاق فارسی در کتاب «المعجم فی معاییر اشعار عجم» شمس قیس رازی آمده، به دلیل ارتباط آن‌ها با فنون ادبی بیان شده است. اما بعد از المعجم می‌توان از کتاب‌های «منطق الخرس فی لسان الفرس» نوشته‌ی ابوحیان نحوی، «حلیه الانسان و حلیه اللسان» تألیف سیدجمال الدین ابن مهنا و «لسان القلم در شرح الفاظ عجم از عبدالقهار بن اسحاق» (دهخدا، ۱۳۷۷: ۱۲۷ و ۱۳۲)نام برد. بنابراین دسته­ی اول از کتاب­های دستوری، شامل مواردی می‌شود که مستقیما برای دستور زبان نوشته نشده­اند. دسته­ی دوم کتبی است که توسط کسانی نوشته شده که فارسی زبان نبوده­اند مانند: «تاج الروس و غره النفوس»، از احمدبن اسحاق از اهالی قیساریه روم تاریخ تألیف این اثر پیش از ۸۹۸ هجری است و «اقنوم عجم» که سال تألیف آن را۸۹۸ هجری نوشته­اند و یا «وسیله المقاصدإلی احسن المراصد»، اثر خطیب رستم المولوی، تألیف به سال ۹۰۳ هجری، این کتاب در ضمینه­ی لغت فارسی به ترکی و برای استفاده­ی ترک زبانان است. مولف در آغاز اثر خود، منظومه­ای در بیان قاعده­های زبان فارسی گنجانده است (صفا:۱۱۵-۱۱۶). و کتاب­های دیگری که به زبان­های اروپایی، ترکی و عربی نوشته شده است. اما سیدمحمدرضا ابن الرسول­و سمیرا رکنی زاده در مقاله­ای با عنوان قدیم ترین دستور زبان فارسی به زبان عربی، پس از بررسی و بیان قراینی کتاب‌هایی را که بزرگانی چون همایی، صفا و… از آن‌ها با نام قدیمی ترین کتب در رابطه با دستور زبان فارسی یاد می‌کنند، رد کرده و این موضوع را اثبات کرده اند که رساله‌ای به نام قواعد الفرس نوشته‌ی ابن کمال پاشا قدیمی ترین کتاب در زمینه‌ی دستور زبان فارسی به زبان عربی است. (۱۳۸۹: ۳۸-۵۵) مجتبی مینوی در رابطه با این کتاب می‌گوید: «آن قدر که بنده سراغ دارم گویا قدیم ترین کتابی که دراین موضوع در دست است، کتابی است که در حدود سال نهصد هجری به اسم قواعد الفرس یا اساس الفرس تألیف شده و به زبان عربی است.» (مینوی، ۱۳۳۶: ۴۴۳).

«نفوذ فرهنگ و زبان فارسی در شبه قاره‌ی هند با تأسیس سلسله‌ی گورکانیان هند که به دست بابر، در سال ۹۳۲ هجری بنیان نهاده شد، آغاز گردید.» (بورسورث، ۱۳۸۱: ۳۰۵) «از این تاریخ تا مدت­ها زبان فارسی به صورت زبان رسمی دربار هند و زبان سیاست و ادب و شعر درآمد. دیری نکشید که شاعران بسیار از میان مردم آن سامان در کشمیر و لاهور و دهلی و دیگر جای ها، برخاستند و درآن دیار کتاب‌های معتبر در انواع گوناگون نظم و نثر به فارسی پرداخته شد.» (صفا، : ۳۹۷).

جهت دانلود متن کامل تحقیق تعاریف قید و جایگاه دستوری قید کلیک نمایید